BORDERLINE

 برعکس روی تخت دراز کشیده بودم. عکسشو تو آینه میدیدم. عینکشو نمیدیدم. بوی دِتول از تو حموم میومد. لباسهامون پخش و پلا بودن تو چمدون. مست بودم....کریس د برگ یه چیزی میخوند در مورد سربازایی که میرن جنگ و دوباره باید خداحافظی کردن. چرا موهاش انقدر زود سفید شدن؟ گریه م گرفت. از آهنگ بود یا از تار موی سفیدش که نافرمانی میکردن همیشه.

 

http://www.youtube.com/watch?v=c6PDA9Qmo-0

/ 1 نظر / 24 بازدید
icarus

چرا در گذشته زندگی می کنیم همیشه.. سی سالگی چه نامراد است آدم همه اش می خواهد که بمیرد...